تبليغاتX
عاشقانه -

عاشقانه

پیوند قلبها

گریه کردن تا سحر کار من است.

شاهد من چشم بیمار من است .

فکر کردم که او یار من است.

نه! فقط در فکر آزار من است.

نیتش از عشق تنها خواهش است

”دوستت دارم“ دروغی فاحش است.

یک شب آمد زیر و رویم کرد و رفت.

بغض تلخی در گلویم کرد و رفت.

پایبند جستجویم کرد و رفت.

عاقبت بی آبرویم کرد و رفت.

این دل دیوانه آخر جای کیست.

آنکه مجنونش منم لیلای کیست.

مذهب او هر چه بادا باد بود.

خوش به حالش کینقدر آزاد بود.

بی نیاز از مستی می شاد بود.

چشم هایش مست مادر زاد بود

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 17:28  توسط معين   |