دلم را جز تو كس دلبر نباشد
به جز شور توام در سر نباشد
دل من را تو عمدا ميكني تنگ
كه تا جاي كس ديگر نباشد
بعد از تو دلم هميشه گريان باشد
چون موج اسير خشم طوفان باشد
بعد از تو شود نگاه من خشک به در
تنها و غمين و بی نگهبان باشد
بعد از تو دگر نمی پذيرم دل را
دل را هوس هميشه نالان باشد
آن موی سيه چشم خمار آلودت
من باشم و اين قلب پريشان باشد
زندگی نگه دار پیاده میشم ...!
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرحم
من که در گریزم از مرگ
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو هجرت کرده بودم
خداوندا !
به هر که دوست میداری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر که دوست تر میداری
بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر است
به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست اشکهای تو را پاک می کند و دستهایت را صمیمانه می فشارد تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن
و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند
باور کن که با او هرگز تنها نیستی هرگز
فقط کافی است عاشقا نه به اسمان نگاه کني
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 18:48  توسط معين
|



